چه سرخ باز می گردد از سینه ی شکافته ام وقتی حریقِ خونضربه های شقیقه ام بر باد می دهد
گلبرگ های سوخته ی بوسه ی تو را . آواز انفجار سرد از گلوی پنجره در دود می گذرد با شب .
پروانه های تلخ وعشق می بارد .
بالِ بلند صبح آغاز می شود
از شانه های زخمیِ باران . آن شال سرخ کو ؟
بهار 62
|