|
کریم کوچک
کریم کوچک
کریم چشمهای شبانه
کریم جسارت خاموش
ستاره ها چه سرودند
که شب درنگی کرد
عبور تو را ؟
و بادهای سخن چین
به کوهپایه ی زخمین
کدام راز را گفتند ؟
و ماهتاب
بر کدام آب
طرح حضور ترا گسترد
که قریه ی ویران به پیشواز تو آمد ؟
کریم کوچک
کریم کوچ های نهان
چگونه قلبت را آویختی
چون فانوس
بر درگاه های بی پناهی
در روستاهای فقر ؟
و جوانیت را چگونه آوردی
از ویرانه های تازه
تا کلبه های سالخورده ؟
و عشقت را چگونه قسمت کردی
در سفره های خالی ؟
چگونه معنا کردی
آزادی را
در جمع های پریشان
که بوسه های وداع
پل می شوند
نان و
تفنگ و
جوان را
از کلبه های اسارت
تا جبهه های رهایی ؟
و این صف طویل اعتماد
چه عاشقانه با تو پیش می رود
از شب کمین
تا سپیده مقر .
کریم های کار و تساوی
کریم های آینده های برابر
در بادها چه سرودید ؟
بر سنگ ها چه نوشتید ؟
با خاک ها چه گفتید ؟
که کارگران فصلی
بقچه ی کوچکشان را به سمت شما می بندند
و گندم کاران
آغوش خرمنشان را به سوی شما باز می کنند ؟
کریم های فاتح فردا
کریم های بزرگ
خورشید
عبور شما را درنگ خواهد کرد .
|