پا به پای باد 1

 

باد

از سوسنگرد

وقتی که می وزد

گریه می کند .

 

" سوارانِ سوگوار

به ایلام رفته اند ؟

به گنبد ؟

آه ، سوارانِ داغدار . . . "

 

و

سوارانِ سوسنگرد

در دشت های بی سنگر

در مزارعِ خنجر

در آخرینِ تداعیِ یک دختر

با طرحی از شکوفه ی یک رقص

چین خورده در طراوتِ یک دامن

پهلو شکافته

خاموش می شوند .

باد

به سوسنگرد

وقتی که می رسد

گریه می کند .

 

 

                             مهر 59