|
تا گل سرخ شدن
به
: ا . ب . " سیاهپوش دوم "
باغبان ،
-
پیرِ گریانِ شبیخون خورده –
- گفت :
" بی تو ای غنچه گلسرخِ شهید
همه ی گلهایم ،
گل حسرت شده اند .
و نسیم
بوی بی باوری و
- تسلیم
بوی تن در دادن
- دارد
خاک
- اگر
- خاک کرامت باشد ،
دهن باغ پر از
- فریاد است .
و درخت
سرخیِ کینه ی گل را
می سراید با
- خشم .
کاش
- ای
- کاش
باز
- در
باغ
- گلِ سرخی
- بود . "
باغبان ،
بر سرِ نعشِ گلِ سرخ
- نشست .
گلِ سرخ
- آخرین سرخگلِ خون آلود ،
گلشهیدِ نعره ی باغستان –
گلِ سرخ
- تیرباران شده ی
- جوخه ی
- یخ
زیرِ رگبارِ زمستانیِ
- شب
خوابِ آزادیِ رویش
- می دید .
قلبِ سبزِ گلِ سرخ
با صدایی
- خونین
در شبِ باغ
- سرود :
" از شب زردِ زمستان
- تا سحر
- سحرِ سرخِ بهار -
فاصله :
- فریاد است .
تا گلِ سرخ شدن
- راهی نیست ،
می توانی
- گلِ سرخی
- باشی .
باغبان
- اشکش را
- با پر شال چهل تکه –
- زدود .
30 بهمن 1352
|