ترانه ی رنگین کمان را می اندیشم

ترانه های اندوه را می اندیشم
با آه های زرد .
آه
گندم زارهای بی گندم
برهوت های برهنه ی طاول
زیر آسمان تفته ی سرزمین من
و بارش رگبار ابرهای جهان
در چشم های افلاکی من برق می زند .

ترانه های درد را می اندیشم
با آهنگ های بنفش .
آه
خانه های ویران
سلول های منزوی
بر پیکر مثله مثله ی زادگاه من
و سیلاب های مذاب آتشفشان های زمین
از بغض باستانی من می جوشد .

ترانه های رنج را می اندیشم
با آهنگ های آبی .
آه
کودکان نظامی پوش
فرداهای قربانی
بر مسلخ امروز مرزهای میهن من
و خشم بردگان طاغی اعصار
در گلوگاه تاریخی من نعره می شود .

ترانه های حسرت را می اندیشم
با آهنگ های سبز .
آه
دختران بی چهره
بی اندام
گوشت های شهوت زا بر سفره ی بستر
جوانی های ممنوع مادران موطن من
و پرندگان قفس های قرن ها
تا قلب عاشقانه ی من بال می کشند .

ترانه های شادی را می اندیشم
با آهنگ های نارنجی .
و ژنده پوشان زادبوم من
با اخترانی از شعر های کیهانی
از کهکشان آه های خاکستری می گذرند
و با گرسنگان جهان
ترانه ی رنگین کمانی دیگر را می اندیشند .

ترانه های پیروزی را می اندیشم
با آهنگ های ارغوانی .