زیبای در زنجیر


نور و بیداری ی ِ یلدا خجسته بادا!

زیبای در زنجیر!

ای خانه‌ی ویرانی
سرای سرگردانی
جهان جنون می‌گیرد
وقتی مرا
می‌خوانی!
ای میهنِ جانمردگی
خاکِ پریشانمردگی
داغِ کدامین غنچه‌یی
در فصلِ ویرانمردگی!
ترا نوازش می‌کنم
با بالِ موج و گلبرگ ِ ماه
بوسه به زخمت می‌زنم
می‌شویمت
با اشک
با آه!
زیبای در زنجیرِ من
ای زخمی‌ی ِ زبون شده
غولِ عصب بریده‌ی ِ
از خود به وحشت آمده
از خانه
تا
جهان شدن
این تو و
این صدای من
طغیان کن و
نعره بزن!
ای میهن ِخاموش ِ من
غول ِ جراحتپوش ِ من
شکفته غربت پیش ِ رو
تن یله کن بر دوش ِ من!
ترا نوازش می‌کنم
با بالِ موج و گلبرگ ِ ماه
بوسه به زخمت می‌زنم
می‌شویمت
با اشک
با آه!

شانزدهم آذر ، به یاد هجدهم تیر