یه یا کریم داشتی تو ایوونتون می گفتی اونم مث تو غریبه
می گفتی بعد هر شبی سحر هست برای من این همه صبر عجیبه
_تو دیدی که چه جوری بچه هارو یکی یکی به روی خاک میندازن
قلکاشو نو چه جوری می درن با هاش می رن بمب اتم می سازن
(کورش سمیعی)
چگونه بگذرم از کنار این روزهای مسلول؟ دلواپس می گذرد جهان تمام لحظه ها را در اشک و خون و غضب. تزریق قدم های گرسنه، در رگ های خشک خیابان، امروز وامانده تر از دیروز به فردا می رود ساعت کمی به آخر جهان.
"گر بدين سان زيست بايد پاك من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاك!" ( شاملو )
امروز تصاویری میدیدم از کودکانی که با شادی و لبخند یادگاری و پیام بر تن فلزی موشک مینوشتند! و کودکان بیگناه دیگری، چند قدم آن طرفتر پیامهایی پر از تلخی مرگ دریافت میکردند! یاد خوزستان افتادم! صدای آژیر قرمز! بوی شمشادها و ترس روزهای کودکی از دیدن هواپیماهای جنگی عراق ... ای کاش که روزی در این جهان سهم بازی هیچ کودکی موشک و نارنجک نباشد!
این سهم خاورمیانه است ؟سهم کودکان ین است؟مگر ما انسان نیستیم که اینگونه به جان هم افتادیم . فقط این سیاستمداران هستند که من و تو را مانند مهرهای شطرنج به بازی گرفته اند مرگ من و تو برای آنها مهم نیست . فقط باید بتواند به اهداف خود برسند به اهداف استعماری خودشان . چه زیبا می گوید ماکیاولی : سیاستمدار باید ردروغگو با شد و زور گو باشد . با تشکر پیروز موزیک
قرن ضحاکان پیر و سلطه ی افعی به دوشان... حالم از این جنگ به هم می خوره/ بمب اتم شعر منو می خوره...چه باید گفت؟ شاید روزی کسی برای پایان این وضعیت فکری کرد...من و تو انسان را رعایت کردیم؟؟؟؟؟؟!!!!خود اگر شاهکار خدا بود یا نبود؟!!(احمد شاملو) ....
خانه سرخ و کوچه سرخ است و بیابان سرخ است آری! از خون پهنه ی برزن و میدان و سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر می خیزد مزرعه سبز و چپر سبز و بیابان سرخ است
اسطوره ی شعر و ترانه ی ایران زمین! این فاصله ی کلانساله را واژه به انتها می برد. باشد روزی که غزلکابوس دردبو نیز به پایان در رسد.ترانکخانه های درد را مرهم باید بود و تصویرسوز بوسه اندود را باید از خاطر برد.کابوسفراموش باد روز ها
سلام استاد/! چه خواب ها که دیده بودیم میخواستیم سینمای فردین رو قسمت کنیم و شربت سیاه سرفه رو قسمت کنیم و همه ی چیزای خوبو قسمت کنیم و تنها چیزی که قسمتمون بود! دست دختر سید جواد وبد که گیسمونو میکشید !!! وقت خوش
آسمان رخت عزا بر تن کرد نیزه ی زخمی کین در دل کودک آسوده به خواب تکه ای آهن کرد طفل شیرین سخن اما خواب فردا می دید کفش نو بر پایش چه تماشایی بود هرگز او باور این مرگ غمگین نداشت
11 نظرات
یه یا کریم داشتی تو ایوونتون می گفتی اونم مث تو غریبه
می گفتی بعد هر شبی سحر هست برای من این همه صبر عجیبه
_تو دیدی که چه جوری بچه هارو یکی یکی به روی خاک میندازن
قلکاشو نو چه جوری می درن با هاش می رن بمب اتم می سازن
(کورش سمیعی)
چگونه بگذرم از کنار این روزهای مسلول؟
دلواپس می گذرد جهان تمام لحظه ها را در اشک و خون و غضب.
تزریق قدم های گرسنه، در رگ های خشک خیابان، امروز وامانده تر از دیروز به فردا می رود ساعت کمی به آخر جهان.
"گر بدين سان زيست بايد پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه
يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاك!"
( شاملو )
امروز تصاویری میدیدم از کودکانی که با شادی و لبخند یادگاری و پیام بر تن فلزی موشک مینوشتند! و کودکان بیگناه دیگری، چند قدم آن طرفتر پیامهایی پر از تلخی مرگ دریافت میکردند!
یاد خوزستان افتادم! صدای آژیر قرمز! بوی شمشادها و ترس روزهای کودکی از دیدن هواپیماهای جنگی عراق ... ای کاش که روزی در این جهان سهم بازی هیچ کودکی موشک و نارنجک نباشد!
دلم میخواد گریه کنم
برای قتل عام گل ...
باز هم پشت ِ پِلک ِ تفنگ ، کودکی منفجر می شود
از غم ِ اینهمه خون و خون ، واژه هایم کِدر می شود
این سهم خاورمیانه است ؟سهم کودکان ین است؟مگر ما انسان نیستیم که اینگونه به جان هم افتادیم . فقط این سیاستمداران هستند که من و تو را مانند مهرهای شطرنج به بازی گرفته اند مرگ من و تو برای آنها مهم نیست . فقط باید بتواند به اهداف خود برسند به اهداف استعماری خودشان . چه زیبا می گوید ماکیاولی : سیاستمدار باید ردروغگو با شد و زور گو باشد . با تشکر پیروز موزیک
قرن ضحاکان پیر و سلطه ی افعی به دوشان...
حالم از این جنگ به هم می خوره/ بمب اتم شعر منو می خوره...چه باید گفت؟ شاید روزی کسی برای پایان این وضعیت فکری کرد...من و تو انسان را رعایت کردیم؟؟؟؟؟؟!!!!خود اگر شاهکار خدا بود یا نبود؟!!(احمد شاملو) ....
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیــداد ظــالـــمـــان شــــما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به ناکسان شما رسید
نوبــــت ز نــاکــــسان شمـــا نیز بــگـــــذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هـــــم بر پـیادگان شـــما نــیز بگــذرد
سیف فرغانی
با آرزوی صلح و آزادی
اینهایند پروانگانی در مشت
خانه سرخ و کوچه سرخ است و بیابان سرخ است
آری! از خون پهنه ی برزن و میدان و سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر می خیزد
مزرعه سبز و چپر سبز و بیابان سرخ است
اسطوره ی شعر و ترانه ی ایران زمین! این فاصله ی کلانساله را واژه به انتها می برد. باشد روزی که غزلکابوس دردبو نیز به پایان در رسد.ترانکخانه های درد را مرهم باید بود و تصویرسوز بوسه اندود را باید از خاطر برد.کابوسفراموش باد روز ها
سلام استاد/!
چه خواب ها که دیده بودیم
میخواستیم سینمای فردین رو قسمت کنیم و شربت سیاه سرفه رو قسمت کنیم و همه ی چیزای خوبو قسمت کنیم و تنها چیزی که قسمتمون بود! دست دختر سید جواد وبد که گیسمونو میکشید !!!
وقت خوش
آسمان رخت عزا بر تن کرد
نیزه ی زخمی کین
در دل کودک آسوده به خواب
تکه ای آهن کرد
طفل شیرین سخن اما
خواب فردا می دید
کفش نو بر پایش
چه تماشایی بود
هرگز او باور این مرگ غمگین نداشت
Post a Comment