نه


صبر كردم تا شاديانه هاي نوروزي كمي فروكش كند.
صبري اندوهناك، درنگي غمگنانه.
در اواخر سالي كه منتفي شد و در داغبازار سيلواره يي از شادباش و بهارانه و عيدانه و....

متني با تيتر:
"بيانيه ی معترضانه ی جمعی از هنرمندان بزرگ عرصه ی ترانه ی نوين"

بر سيماي بخشي مهرورز، از رسانه هاي فارسي زبان الكترونيكي درخشيدن گرفت كه مرا جدا از همنظر بودن يا نبودن با آنچه كه ميگفت و ميگويد، گرفتار بهت و بغض و پريشاني كرد.
و وحشت!
نه اشتباه نميكردم. كهنساله گي و پيرچشمي نبود!
حضور نام من در ليست و لوح امضا كنندگان آن بيانيه، جان مرا فرو فرسوده كرد.
نامي كه بدون آگاهي، اجازه، توافق و دخالت خود من در ميانه ي نامهاي درخشان همكاران دور و نزديكم ميخكوب شده بود.
و وحشت باليدنش را درجانم شتابزده كرد.
مگر ميشود همآنجا كه از حقوق آفرينشگري هنري كارورزان ترانه دفاع ميشود، هجومي چنين غير دموكراتيك ، غيرحرفه يي و غير انساني به كليت جان و جهاني برده شود كه يك انسان است؟
همه ي يك انسان؟ نام يك انسان؟
اگرهركسي بتواند نام هركسي را كه خود برميگزيند، در پاي هربيانيه يي كه خود صلاح ميداند حك كند، چه بهل و بشوي بي در و پيكري اين جهان مجازي را به بوران و كوران در خواهد نورديد!
اي واي برمن و وا افسوسا برآزادي!

با درود و تحسين و سپاس براي همه ي ياراني كه صادقانه و مهرورزانه تارنما و يا وبلاگشان را آينه ي بازتاب اين بيانيه كردند تا همچون هميشه ياري دهنده ي كارورزان آفرينشگري ي مهجور و مظلومي باشند كه شهره شده است به "ترانه نوين ايران":

آنچه كه در بيانيه به آن پرداخته شده است، به گمان من، پيوندي اساسي، امروزين و "قانوني" با موضوع كپي رايت ندارد.

تا پاسداشت حقوق مولفين و مصنفين در كشور ما به "قانون" تبديل نشود،
تا قواي مجريه ي دولت اجراي آن قانون موعود را پيگيري نكند،
تا هنوز بخش عمده يي از فرآورده هاي اين آفرينش هنري همچون كالاها ي قاچاق دست به دست ميگردد،
تا حتي يكنفر از كارورزان ترانه، به "جرم" توليد ترانه، در تبعيد به سر ميبرد،
تا هنوز بخشي ازشركت هاي توليد و پخش ترانه همراه با "كپي زن ها" در كار پايمال كردن حق و احترام ترانه سرا و آهنگساز، بي سهيم كردنشان در فروش و سود، سخت كوشي ميكنند،
تا وقتي كه نام تعداد كثيري از خوانندگان، با باز-اجراي بي پرداخت و بي اجازه ترانه ها، در رديف اول مهاجمين به اين "حق" ميدرخشد...
تا روزي كه راديو و تلويزيون ها، بيست وچهار ساعته، بي پرداخت قانوني ي حق پخش، تماشاگران خود را با توليدات بخش خصوصي ي ترانه، تغذيه ميكنند و...
و تا آنجا كه سازندگان ويدئو كليپ ها نام آفرينندگان ترانه را اعدام ميكنند و
تا.....

بي حضور و هويت قانوني و دموكراتيك انساني آزاد، اين پند و اندرز دادن هاي اخلاقي به گروهي "DOWNLOAD" كننده ي مشتاق و هوادار و گوشسپار، پراكنده در گستره ي پهناور "گريز و پناه"، يا درسرزمين "توقيف و سانسور و مجوز" به سود كيست؟

بهاران خجسته باد !


روز جهانی زن